روزهـــاے بے خاطــــــره...

چند سالِ بعد

آلبوم جوانى هايت را براى فرزندت باز ميكنى

و با دقت تمام عكسها را نگاه ميكند

اسامىِ آدمهايى كه كنارت لم داده اند را ميپرسد

و تو بايد تك تكشان را معرفى كنى

-اين دوست معموليم بود

-با اين يك ماه دوست بودم

-اين يكى دوست دوستم بود

-اين يكى را هنوز هم ميبينم گه گاهی

-آخی فلانى...يادش بخير چه دورانی داشتيم

آلبوم را ميبندد و ترجيح ميدهد خودش را سرگرم بازيهاى كودكانه اش كند...

مواظب عكسهاى دو نفره تان باشيد!

‌

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۳ساعت 11:8 توسط وحـــــــــــید |


مطالب پيشين
» یک روز.....
» بدترین جای دلتنگی...
» عطری آشنا...
» حال همه ما خوب است...
» پاییز و مدرسه...
» پاییز که بیاد.....
» او ... من ....
» مجــازی...
» دلم تنگ است.....
» مـــن و دکتــر...
Design By : ParsSkin.com